الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )
216
موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )
( 1 ) وضعيت رسول اللّه و مسلمانان طبرسى مىنويسد : رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و مسلمانان حركت كردند و در حالى كه سه هزار نفر بودند ، پشت خود را به سلع كرده و در آنجا اردو زدند و با اين وضعيت ، خندق را بين خود و مشركان قرار دادند و به زنان و بچهها دستور دادند كه به قلعهها بروند . « 1 » واقدى روايت كرده است : رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله در پشت كوه سلع اردو زد و پشت خود را به كوه و روى خود را به خندق كردند و خيمهاى از پوست براى آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله در محلّ مسجد ، در بالاى كوه برپا شد . و به ترتيب ، پيش زنانش : عايشه و ام سلمه و زينب بنت جحش و . . . كه در قلعهء بنى حارثه بودند ، مىرفت . « 2 » ( 2 ) پيمانشكنى بنى قريظه قمى در تفسير خود مىنويسد : بنى قريظه بر طبق پيمانى كه با رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله به امضا رسانده بودند در قلعههاى خود به سر مىبردند ، امّا هنگامى كه قريش پيش آمدند ، و در عقيق اردو زدند ، حيىّ بن أخطب در تاريكى شب به قلعهء آنها آمد و در قلعه را زد . وقتى كه كعب بن أسد صداى در را شنيد ، به خانوادهاش گفت : اين برادر تو است كه سرنوشت شومى براى قوم خودش رقم زده و الان آمده است كه ما را به سرنوشت شومى مبتلا كند و به هلاكت افكند . او به ما خواهد گفت كه پيمانى را كه با محمد بستهايم ، نقض كنيم ، در حالى كه او به عهد خويش دربارهء ما وفا كرده و حقّ همسايگى را به جاى آورده است . سپس از اتاقش پايين آمد و گفت : كه هستى ؟ حيىّ بن أخطب گفت : كسى هستم كه سربلندى ابدى را براى تو به ارمغان آوردهام ! كعب گفت : بلكه بدبختى ابدى را برايم آوردهاى ! گفت : اى كعب ، مگر نمىبينى كه قريش همراه با بازرگان و رؤسا و همپيمانانشان از كنانه آمده و در زغابه اردو زدهاند ؟ مگر نمىبينى كه فزاره با بزرگان و رؤساى خود آمدهاند و در زغابه اردو زدهاند ؟ مگر نمىبينى كه سليم و غيره آمدهاند و در قلعهء بنى ذبيان فرود آمدهاند ؟ به خدا قسم كه محمد و اصحابش هرگز از دست اين جمع بسيار زياد ، نجات نخواهند يافت ! پس در را باز كن و پيمانى را كه بين شما و محمد است نقض كن ! ( 3 ) كعب گفت : در را بازنخواهمكرد ! از همان جايى كه آمدهاى برگرد ! حيىّ گفت : حتما از ترس اين كه در خوردن مقدارى نان جو با تو شريك شوم ، در را باز نمىكنى ؟ ! در را باز كن و بدان كه از اين جهت ضررى به تو نمىزنم !
--> ( 1 ) . مجمع البيان ، ج 8 ، ص 535 و همين عبارت در سيرهء ابن هشام ، ج 3 ، ص 231 هم وجود دارد . و كلينى در فروع كافى از شهر بن حوشب روايت كرده كه او از امام صادق عليه السّلام براى حجّاج روايت كرده است كه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله به همراه نهصد نفر در خندق حاضر شد . ( ج 1 ، ص 340 ) ( 2 ) . مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 452 .